گویی به محرابم دری
-
تاریخ: 1398/5/20 ساعت: 14:06
چشمت چو دیدم گوهری گشتم لبالب مشتریگشتی بدین غارتگری جاناxa0 چرا افسونگریآتش به ایمانم زنی بر بام انسانم شویپیدا و پنهانم کنی هر شب گریبانم دریهردم به باغ خاطرت در بند چشم ساحرتپُر دُر چو دیدم هر برت گف
اگر آنروز
-
تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 21:00
اگر آنروز شعرم را نمی خواندیاگر آنروز شعرم راxa0xa0 رهاxa0xa0 از هرچه در دنیا نمی خواندیاگر آنروز سوی خود مرا تنها نمی خواندیاگر آنروزxa0 اگرهای مرا اما نمی خواندیxa0اگر آنروز چشم و گوش شعر کولی ام را وا نمی کردی
درباره مسخ فرانس کافکا
-
تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 21:00
"یک روز صبح گرگور از خوابی آشفته بیدار شد و فهمید که در تخت خوابش به حشره ای بزرگ بدل شده است" این خط اول یک داستان کوتاه است و تا پایان کتاب اتفاق بزرگتری نخواهد افتاد . در همان خط اول خواننده حیرت ز
دهه شصت
-
تاریخ: 1397/1/20 ساعت: 17:38
سالها را یک به یک با انگشت های دستم به یک دهه رسیده ام با انگشت شصتم دهه ی سقوط و سوختن یک نسل دهه ی سرسختی نابودی غرور آدمها ده ی بدبختیجمعه ها یک شعر جدید برای سمینار فردارویای حاضرانی که از شعرهایم تمجید میکردند سرگرم احساسی که از جنس خود من بودآواز های خیلی خاص جیبسی کینگ یا داریوشنیمه های شب ف...
آهان
-
تاریخ: 1397/1/20 ساعت: 17:38
چشم های حریص خیره سردرگمدنیای کودکی که باد براحتی باخودش بردمشت های گره خورده لبریز خونی کهرویای مغروری که باد آن را با خودش بردیک گوشه یک جای دنج یک شعر رازآلود بکر اما باد لعنتی آن را هم با خودش برداصلا باور نمیکردم بیدار بوده باشم انگاراصلا باورم نمیشد غوطه ور شده بودم در بادرنج هایی که طعم فقر ر...
آها آها
-
تاریخ: 1396/10/11 ساعت: 15:36
چشم هایم را که وا کردمانبوه بخار مردمم را سوزانداحساس کردم دنیا تاریک تر شدهدستانم را نگاه کردم اصلا باورم نمیشدسرخی خون مثل شرشر چشمه ای که هی دارد میجوشدباور نمی کردم اینهمه خون در رگهای من بوده و منوقتی فهمیدم تیغی در دست هایم داشتموxa0رگهایم را که بریده دیدم آنوقت بود که پیش خودم گفتم آها تازه ف...
تو بر این دشت شاهدی
-
تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 7:03
با بوی خاک دم زده از دیر باستانxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 با خون تازه ، پر شده در کاسه زمان xa0 همرنگ بیرقی که فرو مانده بر زمینxa0xa0xa0xa0xa0 xa0 از لاله ای دمیده به صحرای بازران xa0 باچشمهای دوخته بر دست مادریxa0xa0xa0xa0xa0 شب را دخیل بسته به دیوارجمکران xa0 ازسینه ای که سوخته دستان خسته ایxa0xa0x...
هدایت بوف کور
-
تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 7:03
هدایت بوف کور xa0 دو برادر شبیه به هم از شهر ری برای تجارت به بنارس هند سفر می کنند . یکی از دو برادر عاشق دختری که خادم یک معبد بودایی است می شود و به مذهب او درمی آید ، مدتی بعد دختر از او آبستن می شود . برای همین دختر را از خدمت معبد بیرون می کنند . بچه تازه بدنیا آمده که سر و کله ی برادر دیگر پی...
آتشی به اختیار
-
تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 7:03
آتشی به اختیار گشته امباغرور و بی قرار گشته اموقت آتش است آتشی مهیبشعر دفتری شبانه و غریبشعله ی ستاره ای در آسمان دفترملحظه ی طلوع منجی قبیله ی فقیر شعر شبموسم ظهور منجی رهایی از غزلوقت معجزهوقت آتشی مهیبوقت زایمان یک پرنده ی غریبدرد زایمان گرفته دفترمزخم تهمتی نشسته برگلوی صامت جنین برگ آخرممثل ترس
تنها کمی اشک
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 17:53
با تمام واژه ها xa0 xa0 xa0 تمام رنج های آدمی با ردیف های ناگزیر ماندن و ازدحام رنج های آدمی xa0 پرچم سیاه از هزار دست رسیده تا به نسل نیمه جان ماxa0امتداد یک حماسه ی بلند ودریغ از شکست قهرمان مامایوسمxa0xa0xa0xa0xa0 مایوسمبرای تحقیر و تباهی xa0 xa0 xa0 xa0نمی توانم بسرایمبرای تبعیض و سیاهی xa0 xa0 ...
فتنه
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 0:24
xa0فتنه ای در بلاد روم افتادxa0xa0xa0xa0xa0xa0 فتنه جویان سیاه میسوریا هرکدام از سران فتنه گرانxa0xa0xa0xa0xa0xa0 همچو مایکل براون پرپریا در خیابان براه افتادندxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 فحش دادند و جیغ وعرعریا عده ای هم که اغتشاش گرندxa0xa0xa0 تانک ها را نموده پنچریا چند تایی که در محاربه اندxa...
نهی از منکر مرا بپذیر
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 0:23
xa0نهی از منکر مرا بپذیرxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 ناهی منکرم بخوان آقا منکر نهی منکرم نشویxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 که چنین می شود چنان آقا منکر نهی ما نباش رفیقxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 حق محفوظ ما بدان آقا نهی منکر که حق ماست بدانxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 شده آزادی بیان آ...
تا بیخ ما فاسد شده از بیخ فاسد بوده ایم
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 0:23
تاریخ ما فاسد شده تاریخ فاسد بوده ایم xa0تا بیخ ما فاسد شده از بیخ فاسد بوده ایم ما هیچ بودیمxa0 از همان آغاز خلقت هیچ هیچxa0 xa0ما گندمی آویخته بر میخ فاسد بوده ایم xa0 ما مردمی در رنج و محنت غرق در باور شدیم xa0ما داستان پرداز نسلی قهرمان پرور شدیم ما از همان آغاز بربر بوده ایم و بی هنر xa0در عالم...
در تلگرام با هم باشیم
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 0:23
https://telegram.me/joinchat/i vidia @i vidia