اگر آنروز شعرم را نمی خواندیاگر آنروز شعرم را رها از هرچه در دنیا نمی خواندیاگر آنروز سوی خود مرا تنها نمی خواندیاگر آنروز اگرهای مرا اما نمی خواندی اگر آنروز چشم و گوش شعر کولی ام را وا نمی کردیاگر آنروز پشت دفتر سرخ مرا امضا نمی کردیاگر نیرنگ شومت را زمن حاشا نمی کردیاگر هرگز دروغت را میان شعرهایم جا نمی کردیبدان دیگر وفادارت نمی مانمبدان دیگر برایت هیچ شعری را نمی خوانمبدان دیگر دو واج از شعرهایم را از آن تو نمی دانمدگر حتی برای شعر بارانم پشیمانم پشیمانم
برو خوش باش
برو با آن غزل سازان نو خوش باش
برو نیما برو افسانه شو خوش باش
برو سختی برای ماست تو خوش باش
اگر دیگر .. اگر آنجا .. اگر در خانه دیگر
اگر هم دیگر از هم هیچ همچون مردم بیگانه دیگر
اگرهم خواستی در واژه های شاعر ویرانه دیگر
برو از ما خدا حافظ . بگو دیوانه دیگر
شعر از دفتر سرخ من محمد حسین داودی
برچسب:
نویسنده: کیان سامانی
تاريخ: پنجشنبه
4 بهمن
1397 ساعت: 21:00