خرید بک لینک

گلاریشا glarisha

شعر شب

در گوش

از تو تنها رنج دوران داشته ام
خاطرات تلخ زندان داشته ام

از تو تنها قصه های دردناکم
یادگار سنگ و سیمان داشته ام

از تو تنها نامه های زهر دارت
با وجود زخم پنهان داشته ام

از تو تنها گریه های نانوشته
مشق تکلیفی فراوان داشته ام

از تو یک دلواپسی یک زخم کهنه
از تو یک روح هراسان داشته ام

از تو دنیای سیاه و مه گرفته
از تو شهری پر ز حیوان داشته ام

از تو سازی سوزناک از نای چوپان
مویه ای تا خط پایان داشته ام

از تو تنها از تو تنها دفترم را
خر خری در گوش انسان داشته ام

.

.

شعر از : محمدحسین داودی
از دفتر خرابه شب

برچسب: نویسنده: کیان سامانی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 2:25

صفحه بندی