با واژه های وحشی از بندگی مگویید - تاریخ: 1401/2/10 ساعت: 10:00
پائیز برگ ریزاننسل بهاری مناندوهگین و تنهافصل نداری منبا واژه های وحشیاز بندگی مگوییدبا کرکسان چه حاجتشعر قناری منعهدی که واژه با ماعهدی که بسته بودیمآری قرار این بودتا بی قراری منما کشتگان مهریم در صبح دیر سعدیاز شب پرستی توتا روزه داری منمن شیر پنجشیرم با صدهزار طالب میجنگم و نیامدیاری به یاری منه...
باز هم یک شعر قدیمی - تاریخ: 1401/2/10 ساعت: 10:00
کاش روح واژه ی شب را  تو هم پیدا کنیتا میان قصه هایت جا   برایش وا   کنیروح چون کوهی که در احساس تو جان می دمدمی توانی با دوبیتی صخره را معنا کنیکاش می شد واژگون سازی تمام دفترتشعر پردردی بسازی درجهان غوغا کنیدیگر از سوز عطش آتش نمی دیدی مسیرکاش می شد آتش بر جاده را  دریا کنیبار دیگر چشمهای ما  خیان...
برای شاعری مبهوت - تاریخ: 1401/2/10 ساعت: 10:00
مثل فلسفهمثل شعرمثل ریاضیمثل ... عشقحداقل برای منبرای شاعری مبهوتشما نفهمیدیدما هم نمی فهمیمکه دنیا دنیای نفهمیدن استمثل چیزی که حالت را خوب کنددلت را صافراستش خیلی حالم خوش نیستشاید مریض شده امتو خوب باشبرایت امیدوارمکه امید حالت را بهتر می کندمثل یک ساز غمگینکه بین این سر و صداغمگینت می کندکه دنیا...
به افتخار سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی - تاریخ: 1399/12/10 ساعت: 6:24
دستی کشد این سو کشان مستی کشد آنسو کشان وقت نبردی خون فشان وقت نبردی خون فشان این سو اهورا میشود xa0 xa0 xa0 xa0 آماده ی رزمی که میگیرد نفس آن سو هنر در تنگنای بی نشان اهریمن دون خون و آتش کرده دریا را کشتی
دنیای واژه ای که نمیدانی - تاریخ: 1399/12/10 ساعت: 6:24
مادر پرنده ایست که می خواند بر صخره های سنگی طوفانی مادر ستاره ایست که می رقصد در آسمان ابری ظلمانی xa0 مادر طراوتیست که می ماند بر گرمگاه بیشه ی پر مهری مادر ترانه ایست سرور انگیز سازی شبیه بیدل و کاشا
نارنج و ترنج - تاریخ: 1399/11/5 ساعت: 6:36
یک شب از سوز و تب اسفند ماهxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 تازه نارنجی به قصری یافت راه هاج و واج از رنگ ها و نقش هاxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 در میان پرده ها و فرش ها دید نقشی در نکورویی یکیستxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 گفت ای زیباترین نا
چند شعر کوتاه و قدیمی - تاریخ: 1399/11/5 ساعت: 6:36
دیگر نیازی به لباس های سپید نیست کافیست با آسمان باشیم کافیست مثل زمین باشیم "عین" بی نقطه و گشوده زبان همدم آفتاب پاییزی "شین" پر نقطه و نشسته چنان چون برآشفت کردن چیزی "قاف" قهر از غروب قصه شب کنج
دوچرخه من به سراشیبی رسیده - تاریخ: 1399/11/5 ساعت: 6:36
دیگر دوچرخه من به سراشیبی رسیده است بادهای نیرومند از هر سو که می خواهید بوزید ترس را در وجودم سرکوب کرده ام آسمان عصبانی هر چه می خواهی نعره بزن شرم از صورتم رفته ابرهایxa0 سیاه پوشxa0 هرچه می خواهید آب
طنین سرد خزان - تاریخ: 1399/11/5 ساعت: 6:36
طنین سرد خزان ساز تک ترانه ی توxa0 که بغض و گریه و تشویش تک بهانه ی تو خروش عشق گرفته همه کرانه من چرا گرفته تب درد هر کرانه ی تو ؟ حدیث جود و جفا ماند بر زمانه ما گذشت عمر و نشان داد این زمانه ی تو غرو
یکصدا انتقام خون سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی - تاریخ: 1399/11/5 ساعت: 6:36
دستی کشد این سو کشان مستی کشد آنسو کشان یک رستخیزست این نبرد خوفناک خون فشان این سو اهورا میشود آماده ی رزمی که میگیرد نفس آن سو هنر در تنگنای بی نشان اهریمن اکنون پر ز آتش کرده دریا را کشتی شکسته باد نفرین کرده دریا را فریاد برخیز انتقام سخت میخواهیم از هر سو وزان
کورونابینا - تاریخ: 1399/2/10 ساعت: 10:50
سرمست از یک دشت شب بو کورونابینا شدماز نیستی تا هستیِ او کورونابینا شدمxa0گنجشک های کوچه فهمیدند انسان جاهل استدر چنگ گرگی مثل آهو کورونابینا شدمxa0با شعرهای مبهم تو دست را پر کرده امبا فتنه های چشم و ابر
دوبیتی - تاریخ: 1399/2/10 ساعت: 10:50
بهار شهر ما بی شادی اومدنه ناز اومد نه با آبادی اومدمن از بارون سراغت رو گرفتمصدا زد مژده ی آزادی اومدبهار بلبلان ساز است و آوازکه می بارد به بستان نغمه ی سازبهار ما ولی سوز است و دلسوزکه می سوزد درون
من با غزل میانه خوبی ندارمو - تاریخ: 1398/12/28 ساعت: 18:02
دیگر نه دفتر شب ما آشیانه اتنه واژه های تازه ی ما آب و دانه اتدیگر نه شعر و نامه و نه نام ما ببردیگر نه بحث حافظ و نه عارفانه اتاینجا خداست قاضی رفتار بین ماحق با من است یا غزل جاودانه ات!آن خاطرات شع
اسیر تیغ گناه - تاریخ: 1398/12/28 ساعت: 18:02
اسیر تیغ گناه و نگاه پرآهمxa0"که سیب چشم تو دیگر نموده گمراهم"xa0 xa0درعمق سینه ی زنجیرهای پربرقتxa0"دچار نیمه شب و سایه های بیگاهم"xa0 xa0حضور توست درین قلعه ی نفس گیرمxa0تو ایستادی و من مات قلعه و شاهمxa0 xa0و تیر آه
آشفته ذهن دختري - تاریخ: 1398/12/28 ساعت: 18:02
چشم هاي سرخ خيره بر جادهاز داغ رد پاي يک مسافردندان هاي گره خوردهدر فشارغصه هاي بي فايدهانگشت هاي فشرده پنجه در گلوروح ساده لوح در خيال وعده هاي دورآشفته ذهن دخترينگاه بهت و حسرتيو آينده اي پر از غبار
وام ازدواج - تاریخ: 1398/12/28 ساعت: 18:02
دستکشامو برداشتم و راه افتادم . به حیاط رسیدم دیدم کف خیسه ، یه نگاه xa0به بالا کردم . آسمون ابری بود ، معلوم بود بارون باریده و قطع شده ، توی دلم گفتم : می خوای برگرد .xa0 امروزو بی خیال شو ، ها ؟xa0 بعد س
کاغذها - تاریخ: 1398/11/6 ساعت: 4:26
پیش از آنکه همسرم اضافه های انباری را دور بریزد ، بین کاغذ مچاله ها، سررسید قدیمی نظرم را به خودش جلب کرد. ، سررسید باوفایی بوده که برای سه سال از آن استفاده کرده بودم .چند برگ آن را با نم کردن انگشت
تاریخ ما با ما چه می گوید - تاریخ: 1398/11/6 ساعت: 4:26
به افتخار سردار قاسم سلیمانیتاریخ ما با ما چه می گویدتاریخ ما از ما چه می خواهدبادها هر صبح دم با ما چه میگویندهر پیچش بادی میان دشت ها سوز صدای ناله ای از قرن هاستانگار تابوتی کنار گوش من وزوز کنان ب
آب شو آب - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:05
کوه ، کوه یخی به حالت زارسرد و غمناک ایستاده کناریخ خروارها سکوت به لبقلم آراستی به مشکی شبخیره ای با سوال می نگریمرده ای در خیال می نگریسالها هر چه هست دیماه استبرف و سرما و سوز در راه استشده دریا ب
پروانه ها - تاریخ: 1398/5/20 ساعت: 14:06
پروانه هاای میهمانان سرور انگیزای میهمانانی که باران رابرای مردمان سالها در حسرت بارانباز ارمغان آورده ایدو شوکت راامید و عشق و برکت رافراوان شو فراوان شو فراوان تا از انبوهتدشمنان سرزمین منبهراسنددام

برچسب‌های مرتبط

فتنه 88 | فتنه گر | فتنه اکبر | فتنه چکمه پوش | فتنه ٨٨ | فتنه شام | فتنه سال 88 | فتنه 88 چه بود | فتنه از عمامه خیزد | نهی از منکر