گلاریشا روی زمین

متن مرتبط با «فتنه از عمامه خیزد» در سایت گلاریشا روی زمین نوشته شده است

با غزل ابراز احساسی برات

  • نیلوبلاگ

    با پیامی با گل یاسی براتبا غزل ابراز احساسی براتشعر تو در دشت ها پرواز هاکو به کو هر کودکی آواز هاشعر تو آن دم که از ما خاک نیستپس شمارِ روز و شب را باک نیستآتشی در نای همچون باد ، نهشاعری در باد در هر یاد ، نهمثل دریاییست من نخجیر ، نهمثل یک ماهی از آبی سیر ، نهسرو با هر خاک و هر سنگی نشستشیشه های هر جدایی را شکستسرو ما هرگز نماند از اصل هاتا که جوید روزگار وصل هابشنو از سروی سرودِ خاک خویشتازه کن بود و نبودِ خاک خویش..............................................بمناسبت 8آذر سالروز میلاد استاد عظیم سرو دلیراقتباسی از اشعار آغازین مثنوی مولویشعری از محمدحسین داودی بخوانید...

    ادامه مطلب
  • با واژه های وحشی از بندگی مگویید

  • نیلوبلاگ

    پائیز برگ ریزاننسل بهاری مناندوهگین و تنهافصل نداری منبا واژه های وحشیاز بندگی مگوییدبا کرکسان چه حاجتشعر قناری منعهدی که واژه با ماعهدی که بسته بودیمآری قرار این بودتا بی قراری منما کشتگان مهریم در صبح دیر سعدیاز شب پرستی توتا روزه داری منمن شیر پنجشیرم با صدهزار طالب میجنگم و نیامدیاری به یاری منهرگز بدان نمانددنیا به هر دوامیهرگز بدان نمیرد امیدواری منفصل سقوط برگو انبوه برگ خشکو کبریت خشموجهلو افغان و زاری منما سوگوار خویشیم جنگل به جشن و رقصند با انتقام سختیاز نسل جاری منشعر از محمدحسین داودی بخوانید...

    ادامه مطلب
  • باز هم یک شعر قدیمی

  • نیلوبلاگ

    کاش روح واژه ی شب را  تو هم پیدا کنیتا میان قصه هایت جا   برایش وا   کنیروح چون کوهی که در احساس تو جان می دمدمی توانی با دوبیتی صخره را معنا کنیکاش می شد واژگون سازی تمام دفترتشعر پردردی بسازی درجهان غوغا کنیدیگر از سوز عطش آتش نمی دیدی مسیرکاش می شد آتش بر جاده را  دریا کنیبار دیگر چشمهای ما  خیانت کرده اند کاش بارانی بسازی چشم را رسوا کنیبرگ برگ روح شب را با نمی رد می شوییک شبت راکاش با  این  برگها  فردا کنیشعر از : محمدحسین داودی بخوانید...

    ادامه مطلب
  • وام ازدواج

  • نیلوبلاگ

    دستکشامو برداشتم و راه افتادم . به حیاط رسیدم دیدم کف خیسه ، یه نگاه به بالا کردم . آسمون ابری بود ، معلوم بود بارون باریده و قطع شده ، توی دلم گفتم : می خوای برگرد . امروزو بی خیال شو ، ها ؟ بعد س...

    ادامه مطلب
  • فتنه

  • نیلوبلاگ

    فتنه ای در بلاد روم افتاد فتنه جویان سیاه میسوریا هرکدام از سران فتنه گران همچو مایکل براون پرپریا در خیابان براه افتادند فحش دادند و جیغ وعرعریا عده ای هم که اغتشاش گرند تانک ها را نموده پنچریا چند تایی که در محاربه اند دست بردند سوی خنجریا عده ای هم عروسی آمده اند رقص وشادی به رسم بندریا والی روم بهر دفع خطر جمع کرده تمام لشگریا تا بجنگند با سران خطر دور و بر ساختند سنگریا شاه سرمایه دار های بزرگ اهل تدبیر و رای دیگریا صورتش را سیاه و موی سپید نان سنگک میان بربریا نعره زد اعتراض حق شما...

    ادامه مطلب
  • نهی از منکر مرا بپذیر

  • نیلوبلاگ

    نهی از منکر مرا بپذیر ناهی منکرم بخوان آقا منکر نهی منکرم نشوی که چنین می شود چنان آقا منکر نهی ما نباش رفیق حق محفوظ ما بدان آقا نهی منکر که حق ماست بدان شده آزادی بیان آقا ناهیان همیشه کر کردند فتنه را تیغ کسبشان آقا کاسب فتنه منکر است رفیق فتنه را ورد بر زبان آقا منکر این نیست شاعران وطن مانده تسلیم ریسمان آقا؟ منکر این است سرزنش بشود نظر و رای دیگران آقا منکر این است و فتنه جز این نیست میر در بند ظلمتان آقا میر ما را ز بند کین برهان حکم...

    ادامه مطلب
  • تا بیخ ما فاسد شده از بیخ فاسد بوده ایم

  • نیلوبلاگ

    تاریخ ما فاسد شده تاریخ فاسد بوده ایم تا بیخ ما فاسد شده از بیخ فاسد بوده ایم ما هیچ بودیم از همان آغاز خلقت هیچ هیچ ما گندمی آویخته بر میخ فاسد بوده ایم ما مردمی در رنج و محنت غرق در باور شدیم ما داستان پرداز نسلی قهرمان پرور شدیم ما از همان آغاز بربر بوده ایم و بی هنر در عالم رویا ولی بر هر کجا سرور شدیم دنیای ما دنیای افیون است بر سرخوردگی افیون ما شاه است و آئینی برای بردگی ما برده ای بودیم و شاهان افتخار نسل ما توسی حکیم و شاهنامه داروی افسردگی ما صوفی عارف جلال الدین مولانا شدیم ما حافظ اشعار راز آلود پر معنا شدیم ما شعر رنجی از نظامی ش...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    فتنه 88 | فتنه گر | فتنه اکبر | فتنه چکمه پوش | فتنه ٨٨ | فتنه شام | فتنه سال 88 | فتنه 88 چه بود | فتنه از عمامه خیزد | نهی از منکر