خرید بک لینک

فتنه ای در بلاد روم افتاد فتنه جویان سیاه میسوریا

هرکدام از سران فتنه گران همچو مایکل براون پرپریا

در خیابان براه افتادند فحش دادند و جیغ وعرعریا

عده ای هم که اغتشاش گرند تانک ها را نموده پنچریا

چند تایی که در محاربه اند دست بردند سوی خنجریا

عده ای هم عروسی آمده اند رقص وشادی به رسم بندریا

والی روم بهر دفع خطر جمع کرده تمام لشگریا

تا بجنگند با سران خطر دور و بر ساختند سنگریا

شاه سرمایه دار های بزرگ اهل تدبیر و رای دیگریا

صورتش را سیاه و موی سپید نان سنگک میان بربریا

نعره زد اعتراض حق شماست قصه دیو خوانده با پریا

آنچنانکه نژاد مشکی روم همه یکجا شدند نوکریا

بعد رو کرد سوی والی روم گفت ابله چقدر تو خریا

فکرکردی که عهد بوقه هنوز؟

زور می گی برسم اون وریا؟

این سیاه فقیر فتنه گر ست؟ یا تو که غرق ثروت و زریا؟

مردم روم جمله فتنه گرند تو شدی صالح و پیمبریا؟

حامی کاسبان فتنه مباش پرنکن جیب های عنتریا

کسب جمعیت ست و زلف پریش

خانه شان کرده اند مرمریا

آنچنان کن که مردمان گویند

ای دمت گرم عجب تومحشریا

ای بسا فتنه ها به روی زمین والیان با هزار همسریا

خوب و بد جملگی برفتندو مانده تابوتشان به منبریا

خلق مسکین چو کودکان تو اند باش فرزند را چو مادریا

نشود لحظه ای که میمیری شاد باشند خلق میسوریا

(شعر از محمدحسین داودی)

برچسب: فتنه 88,فتنة,فتنه گر,فتنه اکبر,فتنه چکمه پوش,فتنه ٨٨,فتنه شام,فتنه سال 88,فتنه 88 چه بود,فتنه از عمامه خیزد, نویسنده: کیان سامانی تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 0:24

صفحه بندی